فرق رهبری با برادرش در شناخت هاشمی

تاریخ انقلاب، نقش بی‌بدیل امام (ره) در خدمت به ملت ایران و اسلام عزیز،نقش شهید بهشتی و حتی نقش آقای هاشمی‌رفسنجانی، ـ به رغم انتقاداتی که من به ایشان داشته و دارم ـ باید درست فهمیده شود و این طور نشود که در مصاحبه‌ای، تصویری از انقلاب اسلامی داده شود که گواینکه یک عالم پیرمردی که در دست دیگران چرخانده می‌شد، کشور را اداره می‌کرده و کادر رهبری ایشان به گونه‌ای بودند که یا توطئه‌گر یا ساده و اهل بازی‌خوردن بودند و قلیلی هم بودند که فقط طرفدار وطن و وطن‌دوست بودند و هر گاه که متوجه می‌شدند، اقدام می‌کردند.

شهید بهشتی آزادی‌خواه بود و آزادی‌خواهی و طرفداری از آزادی و دفاع از مخالفین و باز گذاشتن فضا، عین اسلام است که ممکن است خیلی‌ها نپسندند و بگویند این‌ها لیبرالیستی هستند، که نیستند. و رفتار آزادی‌منشانه شهید بهشتی هم اسلامی است و من فکر می‌‌‌کنم درستش هم همین است. یکی از اشکالات آن مصاحبه این است که شخصیت‌های برجسته‌ای مثل شهید بهشتی لطمه می‌بینند.خیلی تأسف بار است به چنین آدمی تمامیت‌خواه بگوییم و حرف دشمنان بی‌انصاف او را بزنیم و بگوییم ظاهر لیبرالیستی داشت.

تصویر دیگری که آقای محمد خامنه‌ای ارائه می‌دهد این است که امام (ره) شخصیتی بود که به وسیله اطرافیان اداره می‌شود و کادر رهبری کادری فرصت‌طلب،کینه‌ورز و بی‌ضابطه هستند، آنقدر که برای انتقام از رقبای سیاسی، سرشان را به دار می‌دهند؛ این تصویر خیلی غیر واقعی و ناحق است. من با چند خاطره، نشان می‌دهم که امام نه تنها اداره نمی‌شد بلکه همه را اداره می‌کرد.

یکی‌دو باری هم که امام (ره) اشتباه کرد، به محض اینکه متوجه شد فرمودند من اشتباه کردم و توبه می‌کنم. فکر کنم یک بار برای سپردن دولت موقت به مرحوم بازرگان بود، یک بار هم در قضیه کردستان بود ولی با این اشتباه می‌کنم، امام می‌خواست به ما سیاستمداران یاد دهد که اگر اشتباه کردید نترسید،بگویید اشتباه کردم و از آن برگردید و عزیزتر ‌می‌شوید. ما یاد نگرفتیم!

نباید فراموش کنیم که آقای هاشمی کسی بوده که در کادر رهبری ایران حداقل بعد از شهید بهشتی و شاید هم قبل از شهید بهشتی، هیچ کسی به اندازه ایشان به امام (ره) نزدیک‌ نبود.مقام معظم رهبری در جلسه‌ای گفتند: امام (ره) آقای هاشمی را بیشتر از بقیه قبول داشت. مقام معظم رهبری نقل می‌کند هاشمی کسی بود که وقتی می‌خواست به سفری برود و وقتی که برمی‌‌گشت، امام (ره) دستور می‌داد برای آقای هاشمی‌رفسنجانی قربانی می‌کردند. وقتی آقای هاشمی خیلی زحمت می‌کشید که عزل منتظری اتفاق نیفتد و عزل بنی‌صدر اتفاق بیفتد ولی امام (ره) محکم در مقابل آقای هاشمی ایستاد.

شما وقتی می‌توانید به قدرت سیاسی آقای هاشمی پی ببرید که مثلا در ۸ تیرماه در مجلس آقای هاشمی را دیده باشید یا ۹ شهریور آقای هاشمی را دیده باشید. وقت‌هایی بود که تمام کادر رهبری از بین رفته بودند،۷ تیر، ۷۲ نفر و بهشتی شهید شدند و آقای خامنه‌ای هم در بیمارستان بود و آقای موسوی‌اردبیلی هم نمی‌توانست امور کشور را مدیریت کند، آقای هاشمی واقعا همه چیز را تنظیم می‌کرد، ما می‌دیدیم و شاهد بودیم.

وقتی ۸ شهریور، رجایی و باهنر هم شهید شدند، باز آقای هاشمی نقش تعیین کننده در حفظ ثبات در کشور داشت. گفته شده که آقای هاشمی می‌خواست با آمریکا ببندد، ـ بلکه بسته بود ـ تا بعد از امام خودش رهبر جامعه شود. شاهد مدعا هم اینکه مطهری را ترور کردند،بهشتی را هم ترور کردند و وقتی از دفتر منتظری مأیوس شدند، روی هاشمی متمرکز شدند.

خب،همان دسته‌ای که آقای مطهری را ترور کردند، یعنی گروه فرقان، همین ها آقای هاشمی را هم ترور کردند ولی آقای هاشمی کشته نشد و زخمی شد. چرا باید آنقدر فراموش کار باشیم که این حرف ها زده شود؟

آقای هاشمی در مجلس خبرگان شهادت داد که امام (ره) نظرش روی آقای خامنه‌ای بود و احمدآقا و آقای موسوی اردبیلی هم شهادت دادند. بهترین موقعی که آقای هاشمی می‌توانست خود را مطرح کند همان موقع بود، چون می‌دانست وقتی رهبر انتخاب شود تا زمانی که زنده باشد باقی می‌ماند ولی چرا پله صعود آقای خامنه‌ای برای رهبری شد؟! برای اینکه وظیفه می‌شناخت.

همچنین نامه‌ای که آقای هاشمی جواب صدام را داد. وقتی صدام به کویت حمله کرد به آقای هاشمی خصوصی نامه داد. آقای هاشمی نامه‌ای تاریخی نوشت که مایه افتخار هر ایرانی مسلمان اصولگراست که به غربی‌ها فهماندند این‌ها برای زندگی خودشان نظم و ضابطه دارند. بیینیدچه چیزی در مقابل چه چیزی قرار می‌گیرد.

یک نمونه مهم دیگر، اقدامات آقای هاشمی در جایگاه قائم مقام فرمانده کل قوا است که وقتی در دوره‌ای از جنگ وضعیت، عملیات به شکست می‌انجامید و فرماندهان جنگ نگران می‌شدند آقای هاشمی ورود می‌کرد و صحنه را عوض می‌نمود و به همه روحیه می‌داد.

یکی از بزرگترین کارهای آقای هاشمی زنده نگه داشتن روحیه مردم در نمازجمعه‌ها بود، البته ما با بعضی مواضع ایشان در نماز جمعه‌ها مخالف بودیم و برای او نامه نوشته و در روزنامه ها هم منتشر می‌کردیم ولی این نباید باعث شود که ما نقش واقعی ایشان را نبینیم.

البته آقای هاشمی دهه۶۰ با آقای هاشمی دهه ۷۰ و با آقای هاشمی دهه ۹۰متفاوت است،ما دوست داریم آقای هاشمی، همان هاشمی دهه ۶۰ به اضافه تجربه و دانش بیشتر باشد ولی متأسفانه اینطور نیست ولی باید انصاف داد و نباید اگر با کسی مخالفیم نسبت به او بی عدالتی کنیم. من این را منصفانه نمی‌دانم و دعا می‌کنم همه کسانی که در انقلاب نقشی داشتند تا آخر عمرشان نقش خود را به درستی حفظ کنند و امیدوارم آقای سیدمحمدخامنه‌ای هم اینگونه باشند.

/ 0 نظر / 5 بازدید